
به بهانه ی دلدرد دست به سرت می کنم . سر هزار سوداییم دلش هوای آن یکی را کرده که امشب از راه می رسد . ساده دلم که خیال می کنم دست به سر شده ای .
دل به دلم می دهد سر به سر هم می گذاريم مثل حیوان بی دل به سرو تن هم می پيچيم نفسهایمان که تند می شود و دلمان که به تپش می افتد تو سر می رسی ...
او می رود و من می مانم و سر شکستگیم و تو و دل شکستگیت .
بی ربط: عشق اصولا قدرت بخشش به کسی نمی دهد. احتمالا جنم رنجش را سلب می کند از آدم! عشق در کل چیزی به کسی نمی دهد. فقط می گیرد نسرین خانم !